گنج

غزل شمارهٔ ۳۶۶۱

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: نگمباد۷ بیت
گل عذار تو از درد نیمرنگ مباد!به خنده تو ز تبخاله جای تنگ مباد!
مباد نبض تو چون موج مضطرب هرگزمیان طبع تو و اعتدال جنگ مباد!
پی علاج تو کز تب چو آفتاب شدیمسیح را به فلک فرصت درنگ مباد!
سبک، گرانی خود درد از سرت ببردچو آفتاب بر آیینه تو زنگ مباد!
به چهره ات عرق سرد و گرم و تر بدودغبار عارضه را بر رخت درنگ مباد!
ز جام صحت جاوید لاله گون باشیبهار عافیتت در خمار رنگ مباد!
امیدوار چنانم به لطف حق صائبکه آه من به فلک بیش ازین به جنگ مباد!