گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۷۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ینرود۸ بیت
عارف از راه به سجاده تقوی نرودتیغ بر کف به سر منبر دعوی نرود
با سیه دل ید بیضا چه تواند کردن؟زنگ کفر از دل فرعون به موسی نرود
سطحیان چون به ته کار توانند رسید؟صورت از خاطر آیینه به معنی نرود
خضر از رهزنی موج سراب آسوده استدل آگاه به دنبال تمنی نرود
در بیابان نتوان زاد ز همراهان خواستوای برآن که پی توشه عقبی نرود
تشنه میکده از جام نگردد سیراببه غزال از دل من حسرت لیلی نرود
دل نفس بیهده سوزد به صفاکاری جسمزنگ از سرو به خاکستر قمری نرود
صائب آید ز پیش نعمت دنیا بی خواستطالب رزق اگر از پی دنیی نرود