گنج

غزل شمارهٔ ۳۵۴۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انندهند۶ بیت
درد را سوختگان تو به درمان ندهندجگر تشنه به سرچشمه حیوان ندهند
بیقراران تو چون دامن صحرا گیرندخار را فرصت گیرایی دامان ندهند
علم رسمی ورق سینه سیه ساختن استعارفان کودک خود را به دبستان ندهند
روزگاری است که بی پای ملخ، نزدیکانمور را راه سخن پیش سلیمان ندهند
تا درین باغ چو شبنم نشود آب دلتره به سرچشمه خورشید درخشان ندهند
این چه رسمی است که ارباب سخاوت صائببه کسی تا دل خود را نخورد نان ندهند