گنج

غزل شمارهٔ ۳۲۷۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انگردد۱۰ بیت
نفس سرکش چه خیال است به فرمان گردد؟سگ دیوانه محال است نگهبان گردد
با ضعیفان نظر لطف خدا بیشترستروزی مور شکر خند سلیمان گردد
هوس بیجگر از ناز شود روگردانعشق را چین جبین سلسله جنبان گردد
می گشاید دل غمگین به سبکدستی آهگوهر اشک اگر سفته به مژگان گردد
می شود جمع به شیرازه خرمن آخرتخم هر چند در آغاز پریشان گردد
بی ضرورت به سخن لب مگشا در پیریکه سخن پوچ ز افتادن دندان گردد
لطف حق بیش بود با نظر افتاده خلقزال را شهپر سیمرغ مگس ران گردد
رهنوردان طلب بال و پر یکدگرندموج را موج دگر سلسله جنبان گردد
می شود پیش مه روی تو خورشید سفیدکرم شب تاب اگر روز نمایان گردد
حیرت روی تو مهر لب صائب گردیدطوطی از آینه هر چند زبان دان گردد