گنج

غزل شمارهٔ ۲۷۰۶

هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شودذره اینجا پرده خورشید تابان می شود
در دل ما خاکساران عشق می گردد هوسدر سفال ما خس و خاشاک ریحان می شود
عشق را گر اختیاری هست در واقع، چراچون زلیخا بد کند یوسف به زندان می شود؟
کوه و صحرا آمد از شور جنون ما به تنگتنگ جا بر سفره اینجا از نمکدان می شود
در دیار ما که خودبینی حجاب مطلب استچون شکست آیینه را طوطی سخندان می شود
هر که معراج فنا را صائب آرد در نظرچون شرر از صحبت آتش گریزان می شود