گنج

غزل شمارهٔ ۲۶۱۷

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ربود۷ بیت
جان مشتاقان غبار جسم را صرصر بودزودتر آخر شود شمعی که روشنتر بود
مردم کوته نظر در انتظار محشرنددیده روشندلان آیینه محشر بود
باد هستی را زسر بیرون کن از طوفان مترسبادبان چون جمع سازد خویش را لنگر بود
پرده امید باشد ناامیدیهای ماخیمه تبخاله ما بر لب کوثر بود
در زمان ما که بیمهری قیامت می کنددامن مادر به طفلان دامن محشر بود
بیشتر شکرلبان عهد دشمن پرورندورنه از خط نسبت طوطی چرا کمتر بود؟
نیست صائب راه بر افلاک جان تیره راقسمت خاک است هر دردی که در ساغر بود