غزل شمارهٔ ۲۴۱۹
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ازشد۶ بیت
حسن خط با حسن خلق و مردمی انباز شدرفته رفته آخر حسنش به از آغاز شد
حرفی از گیرایی مژگان او کردم رقمنامه بر بال کبوتر چنگل شهباز شد
بلبل ما گر چنین گرم نواسنجی شودتخم گل خواهد سپند شعله آواز شد
تا برآمد بر سپهر شاخ، گلچینش ربودشوخی گل چون شرر آخر به یک پرواز شد
بس که حسرتهای رنگین دل به روی هم نهادرفته رفته سینه ام چون کلبه بزاز شد
صائب از خون جگر خوردن نیاسودم دمیتا به روی داغ همچون لاله چشمم باز شد