گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۷۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ادهکرد۹ بیت
هر که چون آب روان آیینه خود ساده کردسرو را چون بندگان در پیش خود استاده کرد
کی به گرد من رسد مجنون، که کوه و دشت رادور باش وحشت من از غزالان ساده کرد
نغمه رنگین نبرد از جای خود زهاد راگرچه خم را پایکوبان نشأه این باده کرد
شد به چشمم توتیا گرد یتیمی تا محیطاز صدف گهواره در یتیم آماده کرد
از ملاحت مستی آن لعل میگون کم نشدکار صد بیهوشدارو این نمک با باده کرد
پاک کرد از آرزوها عشق صادق سینه راصبح از نقش پریشان آسمان را ساده کرد
تا شود بر پیروان آسان ره دیوانگیدشت را مجنون صحراگرد من پر جاده کرد
عاشقان پیش تو بیقدرند، ورنه شمع راانتظار صحبت پروانه ها استاده کرد
کم نشد چون غنچه صائب برگ عیش از خلوتشهر که از گلشن قناعت با دل نگشاده کرد