غزل شمارهٔ ۲۳۳۲
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لبهدامنمیبرد۵ بیت
شام ازان زلف سیه سنبل به دامن می بردصبح از ان چاک گریبان گل به دامن می برد
آن که بر خار سر دیوار حسرت می کشیداین زمان از گلشن او گل به دامن می برد
یک سراسر رفت و در گلزار قحط دل فکندطفل ما از بوستان بلبل به دامن می برد
از سرکوی دلاویزش صبا در بوستانخار و خس می آورد، سنبل به دامن می برد
عمرها رفت و صبا از تازگیهای سخنگل زخاک طالب آمل به دامن می برد