گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۱۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: لمامدبهیاد۷ بیت
کشتی دریایی‌ای دیدم دلم آمد به یادحال دور افتادگان ساحلم آمد به یاد
برق را دست و گریبان گیاهی یافتمگرم‌خونی‌های تیغ قاتلم آمد به یاد
گوهری افتاده دیدم در میان خاک راهحال جان در ورطه آب و گلم آمد به یاد
از نشاط بی‌ثبات غافلان روزگارشوخی پرواز مرغ بسملم آمد به یاد
سرنگون دیدم در آن چاه زنخدان زلف راقصه هاروت و چاه بابلم آمد به یاد
سربه‌هم‌آورده دیدم برگ‌های غنچه رااجتماع دوستان یک‌دلم آمد به یاد
نیست صائب کمتر از منزل حضور راه عشقکافرم در راه اگر از منزلم آمد به یاد