گنج

غزل شمارهٔ ۲۳۰۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارهصبح۷ بیت
تا بر لب تو افتاد چشم ستاره صبحشد آب از خجالت قند دوباره صبح
از سرمه دل شب روشن شود چراغشهر کس ز خواب خیزد پیش از ستاره صبح
تا آتشین نکرده است از آفتاب پستانآبی به روی خود زن ای شیرخواره صبح
نقد حیات خود را صرف پری رخان کنکز وصل آفتاب است عمر دوباره صبح
در سینه های صاف است دلهای زنده را جایخورشید شیر مست است در گاهواره صبح
در بحر و بر عالم شبها دلیل گرددچشمی که شد چو انجم محو نظاره صبح
پیران صاف طینت رای صواب دارندصائب مگرد غافل از استشاره صبح