غزل شمارهٔ ۲۲۵۰
چینی که طراز جبهه یارستبندی است که بر زبان اغیارست
حسن از تمکین دوام می گیردگوش سنگین حصار گلزارست
سیری ز نظاره نیست عاشق راآیینه گرسنه چشم دیدارست
هر چند ترا ز نام ما ننگ استهر چند ترا ز یاد ما عارست:
با یاد توام هزار هنگامهبا نام توام هزار و یک کارست
در کوچه گوهرست رفتارشچون رشته سبکروی که هموارست
کوته نظری است خوشدلی کردنز اقبال که پیش خیز ادبارست
با عشق جدل مکن که نه گردونیک لقمه این نهنگ خونخوارست
کوه غم عشق برگ کاهی نیستبر خاطر من که برگ گل بارست
در دل مگذر که خواب آسایشدر سایه این شکسته دیوارست
در دیده خرده بین ما صائبدل مرکز و نه سپهر پرگارست