گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۰۲

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: انت۱۴ بیت
ای هر دو جهان خاک ره سرو روانتگردون مطوق یکی از فاختگانت
بر کوتهی بینش خود داد گواهیآن کس که نشان داد برون از دو جهانت
پنهانتر ازانی که توانت به نشان یافتپیداتر ازانی که بپرسند نشانت
گردون که به گردش نرسد فکر جهانگردگردی است که برخاسته از راهروانت
جوشیدن آب از جگر سنگ به تعجیلیک چشمه سهل است ز فرمان روانت
فرعون که می زد لمن الملک ز نخوتدر بحر عدم غوطه زد از چوب شبانت
عمری است فلک می خورد از جام شفق خونشاید که شمارند ز خونابه کشانت
هر حلقه زلف تو پریخانه چینی استرحم است به چشمی که نگردد نگرانت
چون حرف مکرر، سخن قند بود تلخآن را که شنیده است حدیثی ز دهانت
تا حشر فراموش کند شیوه رفتارآبی که شود آینه سرو روانت
سر حلقه باریک خیالان جهان شدپیچید به هر که غم موی میانت
گر آب شود، موج بود بند زبانشهر دل که شود مخزن اسرار نهانت
این سرکشی نخل تو با خاک نشینانزان است که در خواب بهارست خزانت
جولان سمند تو برون از دو جهان استچون دست زند صائب مسکین به عنانت؟