گنج

غزل شمارهٔ ۲۲۰۱

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ایقیامت۱۰ بیت
قد تو کجا و قد رعنای قیامتاین جامه بلندست به بالای قیامت
ای از مژه شوخ صف آرای قیامتوز زلف دلاویز دو بالای قیامت
در دامن کهسار کم از خنده کبک استدر پله تمکین تو غوغای قیامت
هم جنتی از چهره و هم دوزخی از خوینقدست در ایام تو سودای قیامت
خورشید تو چون از افق زلف برآیدریزد عرق شرم ز سیمای قیامت
از داغ بود گرمی هنگامه دلهاخورشید بود انجمن آرای قیامت
در سینه ما سوختگان نم نتوان یافتبی آب بود دامن صحرای قیامت
از شرم گنه بس که کشیدم به زمین خطمسطر زده شد دامن صحرای قیامت
در سایه کوه گنه ما ز بلندیآسوده بود خلق ز گرمای قیامت
از سینه آتش نفسان دود برآیدچون خامه صائب کند انشای قیامت