گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۵۶

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اهاست۸ بیت
روزم سیه از پرتو آن چشم سیاه استکز چین جبین سلسله جنبان نگاه است
خمیازه گل وقت سحر بی سببی نیستغفلت نکنم، در خم آن طرف کلاه است
بر داغ سیه روزی عشاق ببخشایشکرانه آن رو که ولی نعمت ماه است
غربت مپسندید که افتید به زندانبیرون ز وطن پا مگذارید که چاه است
هر چند که از زلف تو یک پیچ نمانده استدر سینه من مایه صد سلسله آه است
بر خانه من سیل حوادث نکند زورهمواری من دشت صفت پشت و پناه است
پشت لب پیمانه ما سبز شد از زهرآن ساقی بیرحم همان تلخ نگاه است
صائب عجبی نیست گر آرام ندارمخاکستر من در گرو صرصر آه است