گنج

غزل شمارهٔ ۲۱۰۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابتنمیگرفت۱۰ بیت
گر در میان هوا چو حبابت نمی گرفتدریا به هیچ و پوچ حسابت نمی گرفت
می داشتی گر از دل بیدار بهره ایشب دیده ستاره به خوابت نمی گرفت
گر پیچ و تاب عشق نمی گشت مهربانشیرازه در بغل چو کتابت نمی گرفت
در هم نمی فشرد اگر درددل ترامغز جهان شمیم گلابت نمی گرفت
مجنون صفت ز عقل اگر ساده می شدیاندیشه خطا و صوابت نمی گرفت
یک چند، جوش در دل خم گر نمی زدیکام از لب پیاله شرابت نمی گرفت
می داشت گوهر تو اگر مغز آگهیدنیا به دام موج سرابت نمی گرفت
باریک اگر می شدی از بوته گدازچون ماه عید، چرخ رکابت نمی گرفت
می کرد خامسوز ترا آتش شبابپیری اگر خبر ز کبابت نمی گرفت
صائب چراغ خانه و شمع مزار بوددل، گرد اگر ز عالم آبت نمی گرفت