گنج

غزل شمارهٔ ۱۵۷۰

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انهردویکیاست۱۲ بیت
رتبه عشق و هوس پیش بتان هر دو یکی استخار خشک و مژه اشک فشان هر دو یکی است
گل بی خار در آنجاست به خرمن، ورنهتار گلدسته و آن موی میان هر دو یکی است
به نسیمی ز گلستان سفری می گرددبرگ عیش من و اوراق خزان هر دو یکی است
نشأه لطف دهد خشک و عتابی که تر استسخن سخت تو و رطل گران هر دو یکی است
پیش آن کس که مرا سر به بیابان داده استخرده جان من و ریگ روان هر دو یکی است
سری آن رشته به همتاب ندارد، ورنهپیچ و تاب من و آن موی میان هر دو یکی است
از بصیرت خبری نیست تهی چشمان راسنگ و گوهر به ترازوی جهان هر دو یکی است
چه ضرورت کنی راست به آتش خود را؟پیش این کج نظران تیر و کمان هر دو یکی است
چه خیال است در آیینه مصور گردد؟عکس رخسار تو و صورت جان هر دو یکی است
در خزان سرو چو ایام بهاران تازه استدل چو آزاد شود سود و زیان هر دو یکی است
سخن ماست یکی گرچه دل ماست دو نیمخامه یکدل ما را دو زبان هر دو یکی است
پیش سروی که به گل رفته مرا پا صائباشک خونین من و آب روان هر دو یکی است