گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۲۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ادداشت۶ بیت
بی تو امشب هر سر مویم جدا فریاد داشتهر رگم در آستین صد نشتر فولاد داشت
ذوق خاموشی زبانم را به حرف آورده بوداین جرس را اشتیاق پنبه بر فریاد داشت
من که دارم سنگ بردارد ز پیش راه من؟یار غاری کوهکن چون تیشه فولاد داشت
کیست تا شوید غبار از صفحه خاطر مرا؟جوی شیری پیش دست خویشتن فرهاد داشت
تا سپند آن آتشین رخسار را در بزم دیدآنچنان جست از سر آتش که صد فریاد داشت
یاد ایامی که صائب در حریم زلف اوپنجه من اعتبار شانه شمشاد داشت