گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۲۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: یشهنیست۷ بیت
در دل پر خون غبار لشکر اندیشه نیستگرد را دست تصرف بر درون شیشه نیست
کار چون گویاست، بیکارست اظهار کمالکوهکن را ترجمانی چون زبان تیشه نیست
محنت دنیا نمی گردد به گرد بیخودانهست سهم شیر حاضر، شیر اگر در بیشه نیست
می کند گرد یتیمی آب گوهر را زیادحسن بالا دست را از گرد خط اندیشه نیست
هر که خواهد گو برآرد گرد از بنیاد مااین درخت خشک را دلبستگی با ریشه نیست
در دل ما ره ندارد عقل و تدبیرات اوعاشقان را جز پری در شیشه اندیشه نیست
به که صائب از خرابات فلک بیرون رویمدر خور این باده پر زور، اینجا شیشه نیست