گنج

غزل شمارهٔ ۱۳۱۹

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: انهجزخمیازهنیست۸ بیت
رزق من زان نرگس مستانه جز خمیازه نیستفتح باب من ازین میخانه جز خمیازه نیست
آه کز بی حاصلیها آنچه می ماند به منچون صدف زان گوهر یکدانه جز خمیازه نیست
روزی دست و دهان عاشق از بوس و کنارزان نگار از وفا بیگانه جز خمیازه نیست
می کشد فانوس گستاخانه در بر شمع راروزی بال و پر پروانه جز خمیازه نیست
از شراب ما دگرها شادمانی می کنندقسمت ما چون لب پیمانه جز خمیازه نیست
روزی ما چون ملایک دانه تسبیح ماستدر بساط ما ز آب و دانه جز خمیازه نیست
تیر تخشی دارد از نخجیر ما هر کس که هستگرچه ما را چون کمان در خانه جز خمیازه نیست
رزق نادانان بود صائب شرابی بی غمیدر بساط مردم فرزانه جز خمیازه نیست