غزل شمارهٔ ۱۰۵۶
مجلس امشب از فروغ لاله رویان روشن استبی خبر هر سو که می غلطد نگاهم گلشن است
تیره روزان یکدگر را خوب پیدا می کنندسرمه او گوشه چشمی که دارد با من است
تا به چندی ای آفتاب حسن مستوری کنی؟چشم ما حیرت نگاهان کم ز چشم روزن است؟
ای صبای بی مروت برق تازی واگذارروح بیمار زلیخا همره پیراهن است
صائب احوال مقام دل چه می پرسی ز من؟خانه حسرت نصیبان محبت گلخن است