گنج

شمارهٔ ۲۷ - در توصیف زاینده رود

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ابزندهرود۱۲ بیت
چشمه حیوان ندارد آب و تاب زنده‌رودخضر و آب زندگانی، ما و آب زنده‌رود
نیست آب زندگی را حسن آب زنده‌رودصد پری در شیشه دارد هر حباب زنده‌رود
هرکه بتواند سفیدی از سیاهی فرق کردمی‌شمارد به ز آب خضر، آب زنده‌رود
سینه بر شمشیر بی‌زنهار ابرو می‌زندچین ابروی بتان از پیچ و تاب زنده‌رود
می‌ستاند توبه را از کف عنان اختیارجلوه مستانه دریا رکاب زنده‌رود
در خرابی‌های او چون می عمارتهاست فرشوقت آن کس خوش که می‌گردد خراب زنده‌رود
چون ز ظلمت در لباس دود پنهان گشته‌است؟نیست آب زندگانی گر کباب زنده‌رود
می‌دهد چون خضر، تشریف حیات جاودانخاک‌های مرده‌دل را فیض آب زنده‌رود
برق در پیراهن اندازد کتان توبه راچون می روشن، فروغ ماهتاب زنده‌رود
در نقاب کف دل از روشن‌ضمیران می‌بردآه اگر افتد به یک جانب نقاب زنده‌رود!
موج، مجنون عنان از دست بیرون رفته‌ای استخیمه لیلی است پنداری حباب زنده‌رود
چشم بیدار و دل زنده است صائب گوهرشهر رگ باری که برخیزد ز آب زنده‌رود