شمارهٔ ۲۸ - در توصیف دومین پلی که بر زاینده رود بسته شده
شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رودطاق ابرویی چنین می خواست آب زنده رود
شد چو نقش ثانی این پل دلپذیر و پایدارنقش اول بود اگر آن پل بر آب زنده رود
تا به آیین تمام این پل نقاب از رخ گشودچشم حیران گشت سر تا سر حباب زنده رود
مصرع برجسته مطلع را کند شادابترزین پل نوشد دو چندان آب و تاب زنده رود
دوربادا چشم بد زین پل که هر طاقی ازوشد مه عید دگر از بهر آب زنده رود
پیش ازین گر سرمه از خاک صفاهان خورده بودزین پل نو شد بلند آوازه آب زنده رود
برنمی خیزد صدا از دست چون تنها بودشد دو بالا زین دو پل گلبانگ آب زنده رود
همچو داغ تازه در زیر سیاهی شد نهانچشمه جان بخش حیوان از حجاب زنده رود
صفحه دریاچه اش آیینه دار عشرت استاین چنین پیشانیی می خواست آب زنده رود
نیست ممکن از تماشایش نظربرداشتنصد پری در شیشه دارد هر حباب زنده رود
هر قدر سنگین بود، بنیاد زهد و توبه راچون کتان می ریزد از هم ماهتاب زنده رود
گر ز آب زندگی سرسبز گردد جسم هازنده جاوید گردد دل ز آب زنده رود
از دل زهاد می شوید غبار زهد خشکجلوه مستانه دریا رکاب زنده رود
از گوارایی دو بالا می شود کیفیتشباده را ممزوج اگر سازی به آب زنده رود
حسن شوخ از زیر چادر می نماید خویش راکی تواند شد کف مستی نقاب زنده رود؟