گنج

شمارهٔ ۲

همه شراب به یاد بنفشه خواهم خوردکه مر مرا زخط یار یادگار شده ست
چه کس بود که در این روزگار می نخوردبدین لطیفی و خوبی که روزگار شده ست
طرب ز باده و معشوق و باغ و گل خیزدطرب گزین تو که هنگام هر چهار شده ست