گنج

شمارهٔ ۱۳

قافیه: رند۷ بیت
کهتر و مهتر از وضیع و شریفهمه از روزگار رنجورند
دوستان گر به دوستان نرسنداندر این روزگار معذورند
ترکان تو وشاق خورشیدشمشیر زن وفلک سوارند
در بزم چو لاله دلگشاینددر رزم چو شیر پایدارند
در مجلس لهو جان فزاینددر حالت حرب جان نثارند
از پرده لعب گر به ناگاهبر ماه فلک نظر گمارند
صد تیر به یک کمان نهادهدر دامن آسمان شمارند