گنج

شمارهٔ ۱۲

قافیه: انکند۳ بیت
شعر است و بس که خواندن او نام مرد رامشهور شهر و شهره خلق جهان کند
روزی هزار بار سر زلف بشکندترسم به عهد و دوستی من همان کند
دایم همی کنم لب شیرینش را صفتآخر به بوسه ای دل من شادمان کند