گنج

شمارهٔ ۱۲

قافیه: ادت۹ بیت
رئیس و سید شرق و خراسانجمال تو سعادت را سعادت
چو خواهی کت سعادت بیش گرددهمی کن مر سعادت را اعادت
همه شغل تو در علم است و در عدلدو بینم یا اضافت یا افادت
زبان تو نعم گویی است کز جودنگویی لا به جز لای شهادت
شگفتی نیست کز همت به محشرببخشی برگنه کاران عبادت
اگر فعل از ارادت حاصل آیدهنر فعل است و کلک تو ارادت
ز لفظ بکر تو زاید معانیعجب باشد ز دوشیزه ولادت
تو داری در علو مدح معلامعالی را چه باشد زین زیادت
بدین ذکر و بدین نظم و بدین نطقچو من نایند اهل استفادت