شمارهٔ ۱۰۲
ای یافته از روی تو و رای تو دنیاحسنی و جمالی و شکوهی و بهایی
از فهم تو و فکرت تو بر فلک طبعنوری و شعاعی و فروغی و ضیایی
احوال مرا نزد تو دانی که نباشدشرحی و بیانی و دلیلی و گوایی
بودست مرا از تو نه هر سال که هر ماهاکرامی و انعامی و بری و عطایی
تو نیز زمن یافته ای در همه اوقاتشکری و مدیحی و دعایی و ثنایی
در حق تو دانی که نکردم به همه عمرجرمی و گناهی و خلافی و خطایی
چندانت بقا باد که باقی است به عالمابی و زمین و نباتی و گیاهی