گنج

شمارهٔ ۱۰۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارتو۱۲ بیت
ای اختیار دین و سخا اختیار توتو افتخار خلق و به خود افتخار تو
حاصل شود مراد دو عالم به یک نظرآن را که دید طلعت تو روز بار تو
ایزد گواست بر من و بر اعتقاد منکز اعتقاد پاک منم دوستدار تو
پیوسته مدح گویم و دایم ثنا کنمبر دست مال بخش و دل بردبار تو
روشن مباد دیده و شادان مباد دلآن را که شاد نیست از او روزگار تو
نام مرا قرار ده اندر شمار خویشتا می رود زمان و زمین برقرار تو
کایمن زید به عالم و نندیشد از فلکآن کس که هست نام وی اندر شمار تو
بر موجب اشارت و فرمان همی رومآنجا که هست خدمت و فرمان و کار تو
گر هست بر دل تو غباری ز کار منآورده ام دعا و تضرع نثار تو
خشنود شو زمن که ندارد سپهر و کوهاندازه تحمل بار غبار تو
آنجا زنم نفس که بود اتفاق تووآنجا نهم قدم که بود اختیار تو
برگردنم ز عفو و رضا منتی بنهتا من شوم به شکر و دعا وامدار تو