گنج

شمارهٔ ۹۶

۱۳ بیت
بر دیر و حرم عشق بود راهبر عشاقعشق است که آتش زده بر انفس و آفاق
در دفتر ایجاد و نخستین قلم صنعبنوشت خط عشق به دیباچه اوراق
محکم بود از عشق نهان‌خانه توحیدبر مصطبه سقف است و به محراب دعا طاق
از زمزمه عشق به ما نیز نواییمطرب تو که بی‌پرده زنی نغمه عشاق
با سوز جگر عشق تو پوشیده نمانداین آتش سوزنده هویداست به احراق
بردار ز رخ پرده که با طلعت حسنتاز نور بماند مه و خورشید ز اشراق
باز آی که از شوق رخت در سر راهمای خاک رهت روشنی دیده مشتاق
از خیل گدایان تو ای پادشه حسنشایسته احسانم و مستوجب انفاق
در عهد ازل گر همه میثاق گرفتندمن عهد غم عشق تو را بستم میثاق
از شورش حسن تو که مشهور جهانیشهرت زده عشقم و شوریده آفاق
بگذار به حال خودم ای ناصح و بگذراز من که مرا پند تو زهر است نه تریاق
منعم مکن از خوردن می بیهده واعظ (زاهد)کاین کرده نصیبم ز ازل قاسم ارزاق
دلتنگم از اوضاع جهان بی‌می و ساغرساقی برسان باده که شد طاقت دل طاق