گنج

شمارهٔ ۹۴

۱۰ بیت
ای عاشقان روی تو از قاف تا به قافوی عاکفان کوی تو پیوسته در طواف
تا دیده‌ام فتاد بر آن دیده در جهانآگه شدم ز حاصل ترکیب نون و کاف
روز نخست با غم عشق تو بسته‌ایمپیمان بی‌تخلف و پیوند بی‌خلاف
باریک‌تر ز موی بود نکته‌های عشقحیران در آن میانه دو صد عقل موشکاف
با سیل اشک دیده نیالوده خون دلبیهوده کس چرا زند از درد عشق لاف
حسرت برد به نافه آن زلف عنبریینمشکی که آهوی ختنش پرورد به ناف
ایمن مشو فریب نخور از سپهر پیرقصد هلاک می‌کند این زال حیله‌باف
ماییم در سرای خراباتیان عشقآن رند فرش‌خواب زمین آسمان لحاف
خمخانه را بگو که به مجلس درآورندجام و سبو به مستی ما کی دهد کفاف
ساغر بیا به صافی خود بین صفا نگردل صاف و سینه صاف و قدح صاف و باده صاف