گنج

شمارهٔ ۸۵

۷ بیت
همین نه مستی و عشق است باده راز خواصکه بس خواص دگر بخشد او ولی به خواص
بیار قلب محبت به کارخانه عشقکه کیمیا شوی آنگاه و (؟) ز رصاص
بود که گوهر یکدانه‌ای برون آریمکه عشق بحر محیط است و ما در او غواص
چگونه نگسلدم دل کمند عقل که عشقمرا به گردن جان بسته رشته اخلاص
به شرع عشق مباح است خون کشته دوستبکش مرا که به خون مباح نیست قصاص
به ملک نیستی از دوست کامران گردیچو عشق و مستیت از هستیت نمود خلاص
به قرب صومعه زاهد اگر ز خاصان استحریم میکده را ساغر است محرم خاص