شمارهٔ ۷۸
صبا آهستهتر بگذر ز چین زلف مشکینشکه زنجیر مجانین است یک سر حلقه چیناش
بحمدالله به کوی یار ممتاز از شهیدانمکه از خونم بود رنگین کف دست نگارینش
هم اول میسپارم من به شیرینی اگر جانانبه صد جان بوسهای گوید ز شهد لعل نوشینش
به کیش عاشقان پروا ز دیر و کعبه کی باشدکسی کو عشق میورزد چه باک از کفر و از دینش
به یاد عهد دیرین باده دیرینه میبخشدجوانان جان فدای پیر دیر و عهد دیرینش
ز سوز آه بلبل کز جفای گل بود ترسمنه گلشن ماند و نه باغبان نه سرو و نسرینش
بیا یک جرعه می ده زآن سفالین کاسهام ساقیحکایت چند از جمشید و از جام جهانبینش
به فکر گنج شاه و بستر دیبا و بدخوابیگدا و خواب کنج راحتی و خشت بالینش
نخستین حرف درس عشقم استاد ازل گفتاخوشا آن درس و آن استاد و آن حرف نخستینش
روان با زیب و فر یارم ز سنبل سایبان بر گلتو گویی آسمانی میرود با ماه و پروینش
بیا گر گردش ساغر دمی خوش باشم ای ساقیکه در دورش نیاسودم فغان از چرخ و از کینش