گنج

شمارهٔ ۶۸

۶ بیت
مستانه برون آمد دی مغ‌بچه از دیرگفتم که بود در دیر گفتا که منم لاغیر
گفتم که مرا کاری‌ست با مغ‌بچه و دیرشگفتا که کرم فرما این مغ‌بچه و این دیر
تا شب همه شب آنجا حیرت‌زده گردیدمهم مغ‌بچه را دیدم سیاره‌صفت در سیر
گفتم برسان دستی گفتا که مگر مستیبگریخت چو مست از من بگرفت هوا چون طیر
گفتم که فتوحم بخش گفتا که رواحت خوشگفتم که صبوحم ده گفتا که صباحت خیز
گفتم چه کنم گفتا پیمانه وحدت رااز ساغر خود پیما پیمانه مگیر از غیر