گنج

شمارهٔ ۴۷

۹ بیت
از کرم پیر مغان رطل گرانم بخشیدجان فدای کرمش باد که جانم بخشید
دید بی‌تاب و توانم ز غم عشق بسیبه یکی جرعه می تاب و توانم بخشید
به همه جام طرب داده به من باده شوقآن چه دل در طلبش بود همانم بخشید
مرده بودم به عقب در چه زندان هوایک جهان جان و گران جان جهانم بخشید
کنج میخانه که ز نزهتگه ارباب صفاتبهر آسایش از آن گوشه مکانم بخشید
وندر آن گوشه میخانه و می بی‌خودیمفیض آگاهی از اسرار نهانم بخشید
خشک و تر حاصلن از نایره عشق بسوختراحتی از غم هر سود و زیانم بخشید
من به شکرانه و جان گرامی ساغرکاین همه فیض ازل پیر مغانم بخشید
هشتمین گوهر دریای امامت در طوسدید چون زایرم این جمله از آنم بخشید