گنج

شمارهٔ ۳۷

۱۱ بیت
صوفی ببین دمیده صبح و دم صبوحاز ساغر صبوح طلب روح را فتوح
ان الرواح راح و ان الصباح لاحان النسیم هب و نشر الحمی یفوح
ساقی صبوح کو که نشاند خمار شبیا صاحب الکرامة اصبحت للصبوح
خواهم به یک پیاله تلافی ز آسماناذ نغمة الحیات قصاص من الجروح
توفان سیل دیده‌ام از خون دل بودان المدامع ترکت ابتلا نوح
ناصح حدیث توبه به پرهیزکار گوما را ز توبه توبه بود توبة النصوح
ای دل مبر گمان خلاصی ز بند عشقلابد من حکومته اینما تروح
جان جهانی و ز جهان برگزیده‌ایاذ کل ما سواک کجسم و انت روح
یک لحظه نیز مدت هجران به من مگویکو با من آن تحمل ایوب و صبر نوح
ساغر به وجه و خنده وصل و سروریشقلبی بذکر ناعسته الطرف قد ینوح
حب علی سفینه اهل سلامت استینجی الغریق من هلکات البلا کنوح