شمارهٔ ۲۶
آزاد بندهای که گرفتار بند توستفرخنده طایری که اسیر کمند توست
خرم دلی که خاک بود در هوای توفرخ سری که در کف پای سمند توست
تنها نه من به حلقه زلفت شدم اسیرعالم تمام بسته مشکین کمند توست
ای بیوفا طبیب خدا را عنایتیآخر دل شکسته من دردمند توست
شیرینی شکر بودم تلخ تر ز زهرتا شربتم ز شهد لب نوشخند توست
راضیست گر دلت به نثار محقریاینک مراست جان و دلی گر پسند توست
ساغر علاج درد تو گویم به فصل گلداروی می به طرف چمن سودمند توست