گنج

شمارهٔ ۲

۹ بیت
ساقی بیار باده که افتاده‌ایم ماافتاده‌ایم و منتظر باده‌ایم ما
بنیاد ما نه عشق تو امروز می‌کنندبس خانمان به باد فنا داده‌ایم ما
دوریم از مشایخ و رنگ و ریایشاناز نقش ساده وز همه آزاده‌ایم ما
رندیم و باده‌خوار و گرفتار عشق یارفارغ ز قید مسجد و سجاده‌ایم ما
محکم بنا که سیل فنایش نمی‌کندبنیاد عاشقی‌ست که بنهاده‌ایم ما
آهی کشیده‌ایم سحرگه ز سوز دلدودی به سوی چرخ فرستاده‌ایم ما
باز آ که منتظر به رهت نقد جان به کفبهر نثار مقدمت ایستاده‌ایم ما
یا رب ز هر چه جز تو بود چشم بسته‌ایمدست امید سودی تو بگشاده‌ایم ما
آخر کنند از گل ما ساغر و سبوکاول ز خاک میکده‌ها زاده‌ایم ما