شمارهٔ ۱۳
هر مشکلی که روی دهد مستی توان شکیببسیار مشکل است شکیب از رخ حبیب
دور از توام نمانده به دل طاقت و شکیبباز آ که میکشد غم هجرانم عنقریب
فرخنده وقت کز تو رسد مژده وصالپیروزبخت کز درم آیی به فر و زیب
دل یاد چین زلف سیاه تو میکندگویا شب است و یاد وطن میکند غریب
مردمکشند و مست و نظرباز و حیلهسازفریاد از آن دو نرگس فتان و دلفریب
با چشم خونفشان و رخ زرد چون کنمگیرم که در درد دل بنهفتم من از طبیب
خواهد نصیب خود همه از خوان قسمتیما از نقاب حسن تو خواهیم یا نصیب
حرفی ز درس و دفتر حسنش نخوانده کسخود عشق بود مکتب ایجاد را ادیب
سخت است راه عشق و دو صد خضر راهبرآنجا ز ماندگان فراز است یا نشیب
در حیرتم ز دعوی گلچین و باغباننه شاخ گل هنوز و نه گلشن نه عندلیب
من دلخوشم که عاشق یارم شود هزاربیمشتری متاع بود یار بیرقیب
ساغر بیا که عاشق دیوانهایم ماما از کجا و ناصح فرزانه و لبیب
تقلید شیخ و سبحه و سجاده تا به چندکو پیر دیر و پیروی باده و صلیب