گنج

شمارهٔ ۱۲۹

۹ بیت
من آن مرغ سبک‌روحم که جا در لامکان دارمملول از سیر گلزارم هوای آشیان دارم
چو طوطی مانده دور از آشیانم در قفس اماهمای عرش پروازی به زیر پر نهان دارم
چو عنقا از نشان دورم ز چشم خلق مستورمبرید عالم نورم نشان از بی‌نشان دارم
قفس تنگ است بر بالم ولیکن از سبک‌روحیفضای شش جهت را از زمین تا آسمان دارم
ز جام عشق جانان دردآشامم من ای صوفیوز آن درد صفاپرور صفای جسم و جان دارم
از این نامحرمان مشنو رموز عشق من دانمکه الفت در حریم قرب حق با محرمان دارم
خمار باده دوشینه‌ام ساقی بده جامیکه فتوای صبوحی خوردن از پیر مغان دارم
ز سوز سینه آخر می‌کشم ای آسمان آهیکمینی کرده‌ام وز کینه‌ در کمان دارم
چو ساغر گر تهی دستم ز جام عشق سرمستمبه کف از همت پیر مغان رطل گران دارم