شمارهٔ ۱۰۰
ای عارض تو رشک پری غیرت ملکنازد ملک به حسن و جمال تو در فلک
ای جا گرفته در دلم از دل عزیزترهستی به من چو دیده و در دیده مردمک
زلفت به ماه روی تو چون ابر و مشتریرویت میان خال و خط آن ماه مشترک
دشنام تلخ از آن لب شیرین مگو به غیرای جنگجو مریز به زخم دلم نمک
من در مقام طی طریق وفای دوستاستادهام به پای یقین بیگمان و شک
هر بامداد میگذری از دیار یارای پیخجسته به پیک صبا لیتنی معک
آن ابر تیره دود دل عاشقی بودکز سوز عشق سوی سما گشته از سمک
می خور به دور ساغر و فرخنده دار دلتا چند خون دل خوری از گردش فلک
نام خودت به دفتر عشاق ثبت کنزآن پیش کز جریده عالم کنند حک