مراثی
ذکر وفات امیرفخرالدین ابیبکر طاب ثراهوجود عاریتی دل درو نشاید بستدر مرثیهٔ عز الدین احمد بن یوسفدردی به دل رسید که آرام جان برفتدر مرثیهٔ اتابک ابوبکر بن سعد زنگیبه اتّفاق، دگر دل به کَس نباید داددر مرثیهٔ سعد بن ابوبکربه هیچ باغ نبود آن درخت مانندشدر مرثیهٔ ابوبکر سعد بن زنگیدل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟در زوال خلافت بنیعباسآسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمینترجیع بند در مرثیهٔ سعد بن ابوبکرغریبان را دل از بهر تو خونست