گنج

شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح صاحب دیوان

سفینهٔ حکمیات و نظم و نثر لطیفکه بارگاه ملوک و صدور را شاید
به صدر صاحب صاحبقران فرستادممگر به عین عنایت قبول فرماید
رونده رفت ندانم رسید یا نرسیدازین قیاس که آینده دیر می‌آید
به پارسایی ازین حال مشورت بردممگر ز خاطر من بند بسته بگشاید
چه گفت ندانی که خواجه دریاییستنه هر سفینه ز دریا درست باز آید