حکمت شمارهٔ ۵۱
حکیمی که با جُهّال دراُفتد توقعِ عزّت ندارد وگر جاهلی به زبانآوری بر حکیمی غالب آید عجب نیست که سنگیست که گوهر همیشکند.
نه عجب گر فرو رود نَفَسَشعندلیبی غُراب هم قفسش
گر هنرمند از اوباش جفایی بیندتا دلِ خویش نیازارد و در هم نشود
سنگِ بد گوهر اگر کاسه زرّین بشکستقیمتِ سنگ نیفزاید و زر کم نشود