گنج

غزل شمارهٔ ۲۰۵

اگر سروی به بالای تو باشدنه چون بَشْنِ دلارای تو باشد
و گر خورشید در مجلس نشیندنپندارم که همتای تو باشد
و گر دوران ز سر گیرند هیهاتکه مولودی به سیمای تو باشد
که دارد در همه لشکر کمانیکه چون ابروی زیبای تو باشد
مبادا ور بود غارت در اسلامهمه شیراز یغمای تو باشد
به رای خود نشاید در تو پیوستهمی‌سازیم تا رای تو باشد
دو عالم را به یک بار از دل تنگبرون کردیم تا جای تو باشد
یک امروزست ما را نقد ایاممرا کی صبر فردای تو باشد
خوشست اندر سر دیوانه سودابه شرط آن که سودای تو باشد
سر سعدی چو خواهد رفتن از دستهمان بهتر که در پای تو باشد