گنج

غزل شمارهٔ ۱۲۶

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یرتونیست۷ بیت
نه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیست
ندهم دل به قد و قامت سروکه چو بالای دلپذیر تو نیست
در همه شهر ای کمان‌ابروکس ندانم که صید تیر تو نیست
دل مردم دگر کسی نبردکه دلی نیست کان اسیر تو نیست
گر بگیری نظیر‌ من چه کنم‌؟که مرا در جهان نظیر تو نیست
ظاهر آنست کان دل چو حدیددرخور صدر چون حریر تو نیست
همه عالم به عشقبازی رفتنام سعدی که در ضمیر تو نیست