بخش ۱۹ - مثل
پلیدی کند گربه بر جای پاکچو زشتش نماید بپوشد به خاک
تو آزادی از ناپسندیدههانترسی که بر وی فتد دیدهها؟
براندیش از آن بندهٔ پرگناهکه از خواجه مخفی شود چند گاه
اگر برنگردد به صدق و نیازبه زنجیر و بندش بیارند باز
به کینآوری با کسی برستیزکه از وی گزیرت بود یا گریز
کنون کرد باید عمل را حسابنه وقتی که منشور گردد کتاب
کسی گرچه بد کرد هم بد نکردکه پیش از قیامت غم خود بخورد
گر آیینه از آه گردد سیاهشود روشن آیینهٔ دل به آه
بترس از گناهان خویش این نَفَسکه روز قیامت نترسی ز کس