گنج

بخش ۱۴ - گفتار در صبر بر ناتوانی به امید بهی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۳ بیت
کمال است در نفس مرد کریمگرش زر نباشد چه نقصان و بیم؟
مپندار اگر سفله قارون شودکه طبع لئیمش دگرگون شود
وگر درنیابد کرم‌پیشه، ناننهادش توانگر بود همچنان
مروت زمین است و سرمایه زرعبده کاصل خالی نماند ز فرع
خدایی که از خاک مردم کندعجب باشد ار مردمی گم کند
ز نعمت نهادن بلندی مجویکه ناخوش کند آب استاده بوی
به بخشندگی کوش کآب روانبه سیلش مدد می‌رسد ز آسمان
گر از جاه و دولت بیفتد لئیمدگر باره نادر شود مستقیم
وگر قیمتی گوهری غم مدارکه ضایع نگرداندت روزگار
کلوخ ار چه افتاده بینی به راهنبینی که در وی کند کس نگاه
و گر خردهٔ زر ز دندانْ گازبیفتد، به شمعش بجویند باز
به در می‌کنند آبگینه ز سنگکجا ماند آیینه در زیر زنگ؟
هنر باید و فضل و دین و کمالکه گاه آید و گه رود جاه و مال