بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان
شنیدم که فرزانهای حق پرستگریبان گرفتش یکی رند مست
از آن تیره دل مرد صافی درونقفا خورد و سر بر نکرد از سکون
یکی گفتش آخر نه مردی تو نیز؟تحمل دریغ است از این بی تمیز
شنید این سخن مرد پاکیزه خویبدو گفت از این نوع با من مگوی
درَد مستِ نادان ، گریبان مرد،که با شیر جنگی سگالد نبرد؟
ز هشیار عاقل نزیبد که دستزند در گریبان نادان مست
هنرور چنین زندگانی کندجفا بیند و مهربانی کند