گنج

بخش ۲۷ - حکایت

یکی خوب‌کردارِ خوش‌خوی بودکه بد‌سیرتان را نکو‌گوی بود
به خوابش کسی دید چون در‌گذشتکه باری حکایت کن از سرگذشت
دهانی به خنده چو گُل باز کردچو بلبل به صوتی خوش آغاز کرد
که بر من نکردند سختی بسیکه من سخت نگرفتمی بر کسی